×

منوی بالا

منوی اصلی

منوی فوتر

آذغان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آذغان بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده‌است. روستای آذغان در حدود ۱۲ کیلومتری شهرستان اهر واقع شده‌است که اکنون مسیر آن از جاده اهر به طرف ورزقان حدود ۷ کیلومتر سه راهی روستاهای آذغان و رواسجان و ابریق و ابللو و گلوجه می‌باشد که […]

آذغان یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان آذغان بخش مرکزی شهرستان اهر واقع شده‌است. روستای آذغان در حدود ۱۲ کیلومتری شهرستان اهر واقع شده‌است که اکنون مسیر آن از جاده اهر به طرف ورزقان حدود ۷ کیلومتر سه راهی روستاهای آذغان و رواسجان و ابریق و ابللو و گلوجه می‌باشد که از سه راهی تا روستای آذغان کلا آسفالت بوده و حدود ۶ کیلومتر می‌باشد

 

تاریخچه روستای آذغان
نام رسمی و محلی روستا
نام محلی روستا آذغان است و در مراودات هم آذغان نوشته می شود. کلمه آذغان ترکیبی است از حروف عربی و فارسی، ذال حرفی عربی است و در محل مهجور ذال به قاف. آذغان تلفظ محلی ترکی شده آسجان و آسگان است. لابد میرزایان آنروزگاران نخواسته اند این ترکیب معنی کلاغ و زاغ دهد و به ذال نوشته اند.

 

وجه تسمیه
در تقسیم نامۀ خانوادگی سندی است از دوران افشاریه(نادری) که هنوز هم موجود است، از اردوباد آذربایجان شمالی تا صوفیان گونی، بناب، مرند، لیوارخان و… که چهار دانگ و ششدانگ آسگان(آذغان امروزی) نیز در متن آن است که به تأیید معتمدین و بزرگان ۱۳ محال ارسباران و سه طایفه بزرگ قراچورلو، حاج علیلو و چلپیانلو رسیده است. پس آذغان در ۲۲۵ سال پیش آسجان نوشته می شده و آسجان معرب آسگان است، یعنی محل آسیابهای بسیار که از دو کلمه (آس+گان) و نه از (آس+ جان)، و اما آسیاب که آس وآب است و حرف “ی” در بین این دو کلمه به مثابه روغنی است، بین دو جسم سخت که تلفظ را آسان و روان می سازد پس آسیاب بادی ترکیبی است نادرست، چون آس یا آبی است یا بادی و یا امروزه آتشی(برقی و الکتریکی).
امروزه خرابه های بسیاری از آسیابها در گوشه و کنار آذغان به چشم می خورد که من زمانیکه ابتدایی می خواندم شاهد کار در آسیاب بودم که مرحوم حاج رستم از نوادگان عبدالکریم بیگ (نایب) آنها را می گرداند و گندم روستاهای اطراف را آرد می کرد تا زمانیکه ژنراتوری بنام (اود دگیرمانی)آسیاب آتشی در اهر توسط  قندچیها بکار افتاد((به نقل از آ. خاقان).
بعدها دو روستا در بالا و پایین دست آذغان پدید آمده اند. روستای بالایی آنکه در شمال واقع است، ابریق نام دارد. ابریق معرب مشوش آبریز است یعنی جاییکه ساکنین قلعه آسگان برای براه انداختن آسیابها جهت آردسازی و روغن کشی و حتی چکش کاری سلاحهای خویش آب را در آنجا ذخیره می کردند. روستای پایین دست رواسجان است، که نام محلی اش قرنقوش و نام رسمی اش رواسجان می باشد. رواسجان یعنی(رو+ آسجان) و رو یعنی راه، و آسجان نیز همان آسگان است که قبلاً ذکر گردید. پس رواسجان یعنی راه آسگان و قرنقوش رایج در زبان محلی و عامیانه از قرلان قوشون، یعنی محلی که سربازان آسگان به دست مغول قتل عام شده اند، گرفته شده است.
دهستان، بخش و شهرستان
آذغان مرکز دهستان آذغان بخش حومه واقع در قطعه اول بلوک شهرستان اهرو بخش۲۰ استان آذربایجانشرقی واقع در شمال غرب اهر و شمال شرق تبریز می باشد.
تاریخچه “شخصیت ها و آثار تاریخی ده”
آذغان بنا به مشهودات و برخی کاوشهای محلی و نه رسمی و کارشناسانه محلی بسیار دیرینه و باستانی است، گورستانهایی در گوشه و کنار روستا هنوز هم باقی است که مردمان آنروزگار مردگان خود را در خمره ها دفن میکردند. آثاری از زمان ساسانی به نام دیزلی یعنی دیر زرتشت باقی است. دیرها بر فراز تپه هایی است ساز و مرتفع. در غرب روستا آنسوی رودخانه به تعداد هفت دیر پشت سر هم قرار دارند که خود دیرها ویران ولی تپه ها هنوز دست نخورده به چشم می خورد. قلعه آسگان، در مرکز روستای آذغان محلی است بلند، و امروزه خیابانی کشیده شده است که هنوز هم قلعه نام دارد. سنگ بناها و مقبره ها در گوشه و کنار و در منازل افراد در پله ها و زیر بنای دیوارها بکار رفته است. دیوارهای کسانیکه حوالی و حواشی قلعه ساکنند اکثر سنگها مکعب مستطیل بزرگ هستند، منقور و منقوش. سنگ مزار فرمانده نامی قلعه “شیخ بهلول سلطان محمد جهان پهلوان” به آیات قرآنی در کنار مسجد بزرگ افتاده و بعضی ازنوشته هایش در اثر بی توجهی از بین رفته ولی قابل خواندن بوده است(البته این سنگ حدود ۱۰ سال پیش توسط اداره میراث فرهنگی از روستا برده شده است).
سلطان محمد جهان پهلوان از اتابکان آذربایجان است که بعضی به دنبلی(دین بلی) نسبت داده اند. دین بلی ها نسبشان به انوشیروان می رسد. می گویند آخرین جنگ سلطان جلال الدین خوارزمشاه، این افسر نامدار ایرانی در محل قرلان قوشون(قرنقوش) که قبلاًذکر گردید، اتفاق افتاده است. سلطان جلال الدین به تفلیس گرجستان رفته، گویا آنها از ترس مغول که در آن حوالی اردو زده بودند به این فرمانده دلاور پناه نداده اند و گفته اند، که در جنوب رودخانه یعنی ارس قلعه ای است بنام آسگان شما به آنجا بروید. سلطان جلال الدین به آسگان پناهنده می شود و این خبر به گوش مغول که د رقره باغ “کشور آذربایجان امروزی” اردو زده بودند می رسد. آنها یعنی سواران مغول در امتداد قره سو و کناره های اهر چای به حوالی رواسجان امروزی می رسند و سربازان قلعه آسگان به فرماندهی بانوی قلعه”جهان آقا” همسر سلطان محمد در قرنقوش فعلی با سربازان مغول درگیر می شوند. سربازان آسگان شکست سختی می خورند و قرلان قوشون(یعنی لشکر تارو مار شده) نام همین محل است. فرمانده این جنگ خاتون قلعه”جهان آقا” به دست سربازان مغول کشته می شود. جمعی از فدائیان جنازه بانوی قلعه را شبانه بر خلاف سمت قلعه تا رودخانه اهرچای می برند و همانجا دفن می کنند که مبادا جنازه به دست مغولان افتد و هتک حرمت شود. امروزه بقعه کوچکی که کنار جاده اهر- تبریز سه راه روستای گونجیک واقع است محل دفن این بانوی شجاع ایرانی است. سلطان جلال الدین چون در قلعه خبر شکست سربازان آسگان را می شنود نه به تبریز که زمانی والی آنجا بود بلکه به سوی کردستان می رود.
از سلطان محمد جهان پهلوان بهلول و همسرش کشته شده در جنگ مغول تا کاظم خان قراچه داغی بیگلربیگی تا فرزندش مصطفی قلی خان امیرکبیر و برادرش نجفقلی خان سرشار تا اسماعیل بیگ قراچه داغی که جد اسماعیلیهای آذغان(رحیمی ،رستمی و سلطانی) و فرزندان رشیدش (عبد الرحیم بیگ، عبدالکریم بیگ، عبدالغفار بیگ) همگی شهدای راه وطن در هرات و ترکمنستان و تنگستان می باشند، همگی از شخصیت های تاریخی همین روستا می باشند. پس از فرار رحیم خان (سردار نصرت) از تهران طبق حکمی محمدعلی شاه، محمد علی بیگ سلطان فوج امیریه قراول مخصوص با حکمی روانه اهر نموده و به وی می سپارند در صورتیکه رحیم خان دست از مشروطه برنداشت کریم خان برادر رحیم خان را به جای وی منصوب کن. محمد علی سلطان بیگ مراتب را به رحیم خان گوشزد می نماید، رحیم خان طبق قرار قبلی رفتار و جریان در مجلسی در اهر و کسانق صورت مجلس و با حضور عده ای از خوانین اهرعکس برداری میگردد و در آن عکس که هنوز باقی است این افراد حضور دارند. رحیم خان، محمدآقا برادر امیرتومان، حاج حسن آقا(پدر دکتر قاسم خان اهری) اجلال الملک، موتمن آقا، حاج تقی(پدر بزرگ عابدی ها)، محمد علی بیگ سلطان با سه نفر از محافظانش در عکس حضور دارند و  ۵نفر منشی نشسته. محمد علی سلطان عکس را برداشته و به تهران عزیمت می کند در پی این اقدام محمد علی سلطان خانه وی در روستای آذغان بدست باقرخان به آتش کشیده می شود. می گویند چنان آتشی بوده که از هرم آن ظروف مسی نیز آب شده است. یپرم خان که در همین نزدیکیها در شمال راه یخفروزان بوده به باقرخان اعتراض می کند (در رابطه با آتش زدن خانه)، باقرخان قهر کرده از یپریم خان جدا می شود و با سربازان خود به سوی تبریز می رود. یپریم خان پس از ساعتی سرباز می فرستد که بروید هر طور شده دل باقر را بدست آورید والا به تبریز می رود و میانه من و ستار را (ستارخان سردار ملی، سردار بنام مشروطه)به هم می زند. پس از مدتی سربازان یپرم- خان را برمی گردانند( برداشت از یاد داشتهای آ. خاقان).
عکس مورّخه ۱۳۲۶، ابلاغ حکم محمد علی شاه به رحیم خان(سردار نصرة) در عدم سازش با مشروطه چی ها و تقسیم نامه مربوط به روستای آذغان ضمیمه مستندات می باشد.
ارباب – رعیتی درروستا
طبق مدارکی که هنوز هم موجود است، تمامی شش دانگ آذغان من قراء الحال اهر که صداق غفران مأب خانم، صاحب خانم بنت اسماعیل بیگ قراچه داغی بوده است. ولی شخصی به اسم دکتر قاسم خان اهری به طور غیرقانونی خود را ارباب روستای آذغان کرده بود و از مردم بهره کشی می کرده است. طبق مدارک موجود در اداره ثبت اسناد و املاک ارسباران به تاریخ ۲۴/۷/۱۳۱۶ دکتر قاسمخان اهری در آذغان مالکیت نداشته ولی چون نماینده و سناتور بوده با تکیه بر قدرت غیرقانونی خود را مالک بخشی از روستا کرده و برای خود دسته و گروه درست کرده بوده است. ایشان با اینکه در روستا ساکن نبودند ولی هر از چند گاهی به روستا مراجعت کرده و پول کاه و یونجه را با اینکه متداول نبوده از مردم می گرفته است. دولت های وقت نیز که حامی مالکیتی جدید بودند بر نارضایتی افزون می کردند. بنابراین طبقه کشاورزان دهات محل سکونت خود را رها کرده و در شهرها به حمالی و عمله گی می پرداختند. مالکیت غیر قانونی و زور مدارانه دکتر قاسم اهری در آذغان منشأ اثرات بد و مخرب بوده و با تکیه به بعضی مسایل قومی و عشیره ای باعث تفرقه در بین اهالی و دشمنی های فراوان شده است. هنوز آثار سوء این تمرد از قانون در قریه آذغان آشکار و هویداست.
موقعیت جغرافیایی
در دوازده کیلومتری شمالغرب اهر دره ای است که شمال به جنوب از یارالوجه تا جائیکه به رود خانه اهر چای می پیوندد. رودخانه ای در آن جاری است معروف به رودخانه آذغان، به برکت این رودخانه که حوالی و حواشی آن باغات و قلمه زار و یونجه زارهای سر سبز و پرمحصول وجود دارد که منبع و منشاء خیر و برکت برای ساکنین آن دره که تقریبا هشت روستا از شمال ۱- ابللو ۲- ابریق ۳- کلوچه ۴- آذغان ۵- رواسجان ۶- کاشان ۷- کرداحمد سفلی ۸- اشدلق را شامل می شود از مزایای این رودخانه برخوردارند. لیکن در سالهای اخیر بدلیل خشکسالی و کم آبی این دره سرسبز از رونق افتاده چشمه هایش فرو رفته، درختانش خشکیده، باغات میوه و یونجه زارهایش به زردی گراییده اند. در میان این آبادیها آذغان با چشم اندازی وسیع با دشت های فراخ و کوههای بلند و چشم نواز خود از همه این آبادیها زیباتر ولی محروم است از نظر زیباسازی و ساختار.
پوشش گیاهی ،آب و هوا
بدلیل اینکه زمینهای کشاورزی هم مرز هستند در سالهای اخیر به علت وجود تراکتور گسترش یافته اند از بین رفته است، یعنی به غیر از قله ها ، بلندی های دیگری وجود ندارد که به کشتزارتبدیل نشده باشد یعنی سرزمینی بنام مرتع وجود ندارد. کشت غالب، گندم و جو و عدس می باشد. کشت دیمی است و کشاورز پس از اینکه تخم را پاشید رو به آسمان منتظر باران می ماند. در سالهای اخیر خشکسالی و کم آبی امان کشاورزان را بریده است.
آب و هوای روستا مثل بسیاری از نقاط آذربایجان شرقی خشک و کوهستانی است، با تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد و خشک.
کوهها و بلندیها
کوهها و بلندیهای روستا، در شمال از جمله تغیل، گهینگی و فرورفتگی زیبا و مشهوری به نام “آق داغ دره سی“دره ای سفید و شیری رنگ از جنس میکاست و اراضی وسیع در شرق تا نزدیکی های اهر ادامه دارد. در غرب پس از رودخانه آذغان تپه ماهوریست از شمال تا رودخانه اهرچایی.
محدوده جغرافیایی
آذغان از شمال به اراضی ابریق، از شمال شرق به علیرضاچای از شمال غرب به نهار، از جنوب به اراضی رواسجان، جنوب شرق کرد احمد علیا و جنوبغرب برمیس، از شرق به اراضی اهر و یخفروزان و از غرب به اراضی کسانق محدود می باشد. حدود اراضی آذغان تقریبا ۶  در ۶ کیلومتر می باشد و اکثر اهالی دارای زمین زراعی و صاحب نسق و سند اصلاحات ارضی هستند. تعداد خانوارهای خوش نشین در این روستا محدود می باشد.
امکانات رفاهی
روستای آذغان دارای آب لوله کشی، برق، تلفن و گاز می باشد. این روستا دارای ۴ مسجد آباد، خانه روحانی و غسالخانه میباشد که روحانی در ایام بخصوص مثل ماه مبارک رمضان و ماه محرم از شهرستان اهر به روستا آورده می شود.
در سالهای اخیر اهالی با توجه به امکاناتی که ذکر شد اقدام به اصلاح و بازسازی منازل مسکونی خویش نموده اند و ساختمانها اکثرا جدید الاحداث هستند. ولی از نظر شهرسازی و زیباسازی و اصلاح معابر و گذرگاهها هیچگونه اقداماتی انجام نشده است.
جمعیت و خانوار
کل جمعیت روستا       ۱۱۳۲ نفر                تعداد کل خانوار      ۲۹۰ خانوار
کل زنان روستا           ۵۵۹ نفر               کل مردان                  ۵۷۳ نفر
کل باسوادان            ۸۰۰نفر               کل بی سوادان ۷ سال به بالا ۲۴۰ نفر
بنابراین میزان باسوادی در روستا حدود ۶۶در صد می باشد.
(آمار فوق بنا به اعلام فرمانداری شهرستان اهر و مربوط به سال ۱۳۸۵می باشد).
آموزش و سواد
در سالهای گذشته تعداد بیسوادان خیلی بیشتر بوده و با گذشت سالهای پس از انقلاب و با تأسیس نهضت سواد آموزی سال به سال از آمار بیسوادان کاسته شده است و سالخوردگان در مرتبه اول بیسوادان قرار دارند و بعد از آن زنان بالاتر از پنجاه سال روستایی هستند که قریب به اتفاق آنان از تحصیلات ابتدایی هم محرومند و علی رغم تلاش نهضت سواد آموزی رغبت چندانی برای سواد آموزی ندارند. میزان سواد در روستای آذغان حدود ۶۶ درصد می باشد.
مؤسسات آموزشی و جمعیت دانش آموز
آذغان دارای مدارس ابتدایی (دخترانه، پسرانه) راهنمایی(پسرانه، دخترانه) و دبیرستان (شبانه روزی) می باشد که معلمان مدارس همگی غیر بومی هستند و هر روز از شهرستان اهرآمده و برمی گردند. در سالهای اخیر بدلیل کمی تعداد بچه در خانواده ها از تعداد دانش آموزان کاسته شده است.
این روستا از لحاظ مؤسسات و امکانات آموزشی سه باب مدرسه فعال دارد و در تمام مقاطع تحصیلی(ابتدایی ،راهنمایی، متوسطه) به تفکیک دختر و پسر فعال می باشد.

منبع:» http://azghan.loxblog.com/post/2/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DA%86%DB%80%20%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C%20%D8%A2%D8%B0%D8%BA%D8%A7%D9%86.htm


تپه آذغان

تپه آذغان مربوط به سده‌های اولیه و میانه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان اهر، بخش مرکزی، دهستان آذغان، روستای آذغان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۹۵۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تپه گنبز مربوط به عصر آهن است و در شهرستان اهر، بخش مرکزی، دهستان آذغان، روستای رشت آباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۳۹۴۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

دسته بندی: اهر, جاذبه های روستایی برچسب ها:

به اشتراک بگذارید :

مطلب قبل و بعد
مطالب مشابه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد